تبليغاتX
به نام دوست که هرچه دارم از اوست


به نام دوست که هرچه دارم از اوست
عکس ومطالس جدید در مورد زندگی وخانواده و جامعه و...
وقتي يک نوشابه مي‌خوريد، چه اتفاقي مي‌افتد؟

 

 

10 دقيقه بعد: 10 قاشق چاي‌خوري شکر وارد بدن‌تان مي‌شود. مي‌دانيد چرا با وجود خوردن اين حجم شکر دچار استفراغ نمي‌شويد؟ چون اسيد فسفريک، طعم آن را کمي مي‌گيرد و شيريني‌اش را خنثي مي‌کند.

20 دقيقه بعد: قند خون‌تان بالا مي‌رود و منجر به ترشح ناگهاني و يک‌جاي انسولين مي‌شود. کبدتان شروع مي‌کند به تبديل قند به چربي تا قند خون، بيشتر از اين بالا نرود.
40 دقيقه بعد : حالا ديگر جذب کافئين کامل شده؛ مردمک‌هاي‌تان گشاد مي‌شود، فشار خون‌تان بالا مي‌رود و در پاسخ به اين حالت، کبدتان قند را به داخل جريان خون رها مي‌کند. گيرنده‌هاي آدنوزين مغز حالا بلوک مي‌شوند تا از احساس خواب‌آلودگي جلوگيري کنند.
45 دقيقه بعد : ترشح دوپامين افزايش پيدا مي‌کند و مراکز خاصي در مغز، که حالت سرخوشي ايجاد مي‌کنند، تحريک مي‌شوند. اين همان مکانيسمي است که در مصرف هروئين منجر به ايجاد سرخوشي مي‌شود.
بعد از 60 دقيقه : اسيد فسفريک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسيم، منيزيم و روي مي‌چسبد. متابوليسم بدن افزايش پيدا مي‌کند. ميزان بالاي قند خون و شيرين‌کننده‌هاي مصنوعي، دفع هرچه بيشتر کلسيم را از طريق ادرار باعث مي‌شوند.
مدتي بعد : کافئين در نقش يک داروي مدر (ادرارآور) وارد عمل مي‌شود. حالا ديگر کلسيم و منيزيم و رويي که قرار بود جذب بدن شود، بيش از پيش از طريق ادرار دفع مي‌شود و به همراه آن مقادير زيادي آب، سديم و ديگر الکتروليت‌ها نيز از دست مي‌رود.
مدتي بعدتر : کم‌کم آن غوغايي که در بدن‌تان ايجاد شده بود فروکش مي‌کند و نوبت به افت قند مي‌رسد. در اين مرحله يا خيلي حساس و تحريک‌پذير مي‌شويد يا خيلي کرخت و بي‌حال. حالا ديگر تمام آن آبي را که از طريق نوشابه وارد بدن خود کرده بوديد، دفع کرده‌ايد؛ آبي که مي‌شد به جاي اسيد و کافئين و شکر، حاوي مواد مفيدي براي بدن‌تان باشد. تا چند ساعت بعد اثر کافئين هم از بين مي‌رود و شما هوس يک نوشابه ديگر مي‌کنيد.
نوشابه‌خورترين ملت جهان
سرانه مصرف نوشابه‌هاي گازدار در ايران 42 ليتر است. با مقايسه اين آمار با آمار ديگر کشورهاي جهان به اين نتيجه وحشتناک مي‌رسيم که ما در سرانه مصرف نوشابه‌هاى گازدار مقام اول را در جهان پيدا کرده‌ايم. براي اين که بيشتر وحشت کنيد، بد نيست بدانيد که:
1) ميانگين مصرف نوشابه‌هاي گازدار در دنيا براي هر فرد 10 ليتر است.
2) در بيست سال اخير، مصرف نوشابه هاى گازدار در كشور، نزديك به15 درصد رشد داشته است.
3) در طي اين بيست سال، مصرف شير و لبنيات، تنها حدود يك دهم درصد رشد كرده است.
4) سرانه‌ مصرف لبنيات در ايران كمتر از يك سوم استاندار جهاني است.
5) طبق آمار، 90درصد كودكان 24 ماهه تا 12 ساله کشورمان، روزانه حداقل يك بار پفك و نوشابه مصرف كرده‌اند.
6)25درصد از كودكان ايرانى به نوعي با سوءتغذيه دست‌به‌گريبانند.
7) يک‌سوم از مرگ‌وميرهاي کشور به علت بيماري‌هاي قلبي‌عروقي است كه يکي از عوامل اصلي بروز آن، تغذيه غلط است.مراقب سلامتي خود باشيد.

|+| نوشته شده توسط مجمد حسن یوسفی در شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 14:44 |

آشنایی با برخی مهارت های همسر داری

آشنایی با برخی مهارت های همسر داری

1- شاد باشیم؛ شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.

2- صبور باشیم؛ اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.

3- منطقی رفتار کنیم؛ مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم.

4- کم توقع باشیم؛ از همسرمان آن‌قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد.

5- مثبت‌نگر باشیم؛ با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب زندگی را فراموش نکنیم.

6- خوش‌بین باشیم؛ داشتن نگاه خوش‌بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می‌شود.

7- یک‌دل باشیم؛ درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می‌شود و یکدلی به وجود می‌آورد.

8- شنونده ی خوبی باشیم؛ هنگامی که همسرمان با ما صحبت می‌کند حتی‌الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف‌های او توجه داریم.

9- مشوق همسر خود باشیم؛ برای رفتارها و صحبت‌های همسرمان ارزش قائل شویم و با یادآوری موقعیت‌های موفق گذشته ، او را تشویق کنیم تا آینده ی بهتری داشته باشد.

10- به پیشرفت یکدیگر اهمیت دهیم؛ آنقدر صمیمی باشیم که پیشرفت و ترقی همسرمان یکی از آرزوهای ما باشد، در حقیقت اولین کسی که از این پیشرفت سود می‌برد ما هستیم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مجمد حسن یوسفی در شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 14:41 |

چند درس از درسهای زندگی
                          چند درس از درسهای زندگی
درس اول:
يه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدير شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند... يهو يه چراغ جادو روی زمين پيدا می کنن و روی اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه...
جن ميگه: من برای هر کدوم از شما يک آرزو برآورده می کنم... منشی می پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!... من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادبانی شيک باشم و هيچ نگرانی و غمی از دنيا نداشته باشم»... پوووف! منشی ناپديد ميشه...
بعد مسوول فروش می پره جلو و ميگه: «حالا من ، حالا من!... من می خوام توی هاوايی کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصی و يه منبع بی انتهای آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه...
بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه... مدير ميگه: «من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن»!
نتيجهء اخلاقی اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه!
درس دوم:
يه کلاغ روی يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاری نمی کرد... يه خرگوش از کلاغ پرسيد: منم می تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاری نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که می تونی!... خرگوش روی زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد!
نتيجهء اخلاقی: برای اينکه بيکار بشينی و هيچ کاری نکنی ، بايد اون بالا بالاها نشسته باشی!
درس سوم:
يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد می کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش... راهبه سوار ميشه و راه ميفتن... چند دقيقهء بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشيش زير چشمی يه نگاهی به پای راهبه ميندازه... راهبه ميگه: پدر روحانی ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار... کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس ميده... راهبه باز ميگه: پدر روحانی! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!... کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه... بعد از اينکه کشيش به کليسا بر می گرده سريع ميدوه و از توی کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا می کنه و می بينه که نوشته: «به پيش برو و عمل خود را پيگيری کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»!
نتيجهء اخلاقی اينکه اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی  خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست ميدی!
درس چهارم:
بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد... همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد... زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه... همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود... تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازی زمين!... بعد از چند لحظه تفکر ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پيتر ميده و ميره... زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت... پيتر پرسيد: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود... پيتر گفت: خوبه... چيزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!
نتيجهء اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتی باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيری کنيد!
درس پنجم:
من خيلی خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم... والدينم خيلی کمکم کردند... دوستانم خيلی تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود... فقط يه چيز من رو يه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال ، زيبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم... يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوين عروسی... سوار ماشينم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو ................! من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم... اون گفت: من ميرم توی اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستی بيا پيشم... وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... يهو با چهرهء نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدی... ما خيلی خوشحاليم که چنين دامادی داريم... ما هيچکس بهتر از تو نمی تونستيم برای دخترمون پيدا کنيم... به خانوادهء ما خوش اومدی!
نتيجهء اخلاقی: هميشه کيف پولتون رو توی داشبورد ماشينتون بذاريد
|+| نوشته شده توسط مجمد حسن یوسفی در شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 14:34 |

انسان وانسانیت
انسان ، معمولاً بيش از حدي که تصور مي کند ، قدرت دارد. ليکن نقيصه بزرگ او اين است که خود نمي داند چه مي تواند انجام دهد. تنها وقايع ناگهاني است که مي تواند استعدادهاي ناشناخته او را به خودش بشناساند.
- لوبون
دو چيز تفاوت فاحشي بين انسان و حيوان به وجود مي آورد : قدرت بيان و دروغ گويي.
- فرانس
دولت ، دين ، مالکيت و کتابها ، چيزي نيستند مگر وسيله اي براي ساختن انسان .
-شوپنهاور

انسان ، تنها آفريده اي است که نمي خواهد همان باشد که هست .
- کامو
انسان ، موجودي است در جستجوي معنا.
- افلاطون
انسان ، موجودي است که به همه چيز عادت مي کند .
- داستايوفسکي
انسان ابرمرد شده است ، ولي اين ابرمرد که نيروي ابر انساني پيدا کرده ، به خرد انساني دست نيافته است . به همان اندازه که قدرت بشر فراتر مي رود ، انسان به موجودي ضعيف تر بدل مي گردد. در هر گامي که به سوي ابرمردي برمي داريم ، غير انساني تر مي شويم و اين روند ، بايد وجدان ما را به لرزه درآورد.
- شوايتزر
آيا به راستي تمامي افراد بشر انسان اند؟ آيا اين سوال ترديد آميز ، علت بسياري از اشتباهات سياسي و اجتماعي را روشن نمي سازد؟
-مترلينگ
ارزش انسان به اندازه حرف هايي هست که براي نگفتن دارد.

دکتر علي شريعتي
 
رنج بزرگ يك انسان اين است كه عظمت او و شخصيت او در قالب فكرهاي كوتاه، در برابر نگاههاي پست و پليد، و احساس او در روحهاي بسيار آلوده و اندك و تنگ قرار گيرد
 
انسانيت حد و مرزي نميشناسد ..قبل از آنكه داراي هويت زن و يا مرد بودن باشيم ...انسانيم ..و تكليف آدميت از جنسيت بالاتر است...همديگر را به اين نام بشناسيم مقام بالاتري داريم
|+| نوشته شده توسط مجمد حسن یوسفی در شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 14:31 |

آموزش اصول خود کشی
خود کشی
اصولا واژه خود کشی به معنای خود کشتنه ؛یعنی در این عمل فرد اونقدر خودشو می کشه که میمیره و این خود کشتن به علت وارد آمدن مصائب و رنج های فراوان یا بالعکس صورت میگیره .به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نیست .ولی بسیار هیجان انگیزه و به یه بار امتحانش می ارزه .من خودم چند بار امتحانش کردم و با اینکه چند بارش هم مُردم ولی همچین بگی نگی بدم نیومد .
و اما...
بر خلاف نظر خیلی ها که میگن خود کشی خیلی راحت و سهله باید بگم  نخیییییر ...اونجوریام نیست .هر کاری قواعد و اصول خودشو داره و خودکشی هم جدا از این مطلب نیست .  
اول از همه اون کسایی که میخوان خودکشی کنن رو دسته بندی می کنیم :
  1. کسی که در عشقش شکست خورده
  2. کسی که ورشکست شده
  3. کسی که قاط زده
  4. کسی که از زندگی خیر ندیده
  5. کسی که فشار زیادی رو دوششه
  6. کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببینه
  7. و خلاصه هر کسی که یه جورایی به آخر خط رسیده
 
افراد بالا به هر حال مستقیم به جهنم می رن ،ولی خدا همشون رو رحمت کنه.
شما جزو کدامیک از دسته های بالا هستید ؟اگه هستید ادامه مطلب را بخونید و گرنه یه دسته جدید برای خودتون باز کنید و بقیه شو بخونید .
فرض کنیم طرف تنها میاد توی اتاق و در رو قفل میکنه و عزمشو برای خود کشی جزم می کنه ؛به دورو برش نگاه میکنه و این وسایل رو می بینه :طناب ،سیخ کباب ،کبریت آغشته به بنزین ،قرص دیازپام ،آمپول هوای تهران ،دندون مصنوعی حاج خانوم ،لوله گاز ،پاکت نایلون ،چاقوی میوه بری ،نخ کاموا،سوزن لحاف دوزی ،مرگ موش ،تیغ ریش تراشی مصرف شده .
خب ...برای شروع بد نیست.ولی نظرتون رو به یک موضوع مهم ولی پیش پا افتاده جلب یکنم :تصویر و قیافه و دیسیپلین شما بعد از مردن خیلی مهمه!
فرض کنین درب اتاق شما رو میشکنن و شما رو در حالی پیدا میکنن که از طناب سقف آویزونید و مثل پاندول ساعت تاب میخورید؛زبونتون مثل زبون (بلا نسبت) سگ اقای پتیول از دهنتون آویزونه و صورتتون سیاه و ورم کرده ؛
نه...خودتون جای تماشاگرا باشین ،حالتون بهم نمی خوره ؟احساس انزجار بهتون دست نمی ده ؟
قیافه شما بعد از خود کشی باید از همیشه معصومانه تر ...زیباتر و از همیشه دوست داشتنی تر باشه تا دل همه حسابی بسوزه ؛با این حساب،دور حلق آویز کردن ،خودسوزی و خفگی با گاز رو  خط بگیرید.
یه بنده خدایی از دوستان ،خیلی جالب خود کشی کرده که در نوع خودش یه ابتکاره ؛ایشون دو تا انگشت شصتش رو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای دیگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد !
فقط بدی کارش این بود که هیچکس بعد مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بیرون نکشید چون به هر حال کار کثیفیه .
حالا خودتون قضاوت کنید،این خود کشی ترحم کسی رو بر می انگیزه ؟اونایی که رو سرشون نایلون میکشن و روی نایلون دورگردنشون رو با طناب میبندن یا اونایی که خودشون رو جلوی ماشین می ندازن تا له بشن...اینا همشون  دیوونه ان.
خودکشی ایده ال خودکشی است که بدون درد ،بدون عوارض جانبی ،بدون تأثیرات بد و منفی روی صورت و اندام ،بدون صدا ، بدون کثیف کاری و .. باشه .
ژاپنی ها یه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به این صورت که یه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سینه فرو میکنن تو قلبشون .البته این کار یکم درد داره .یه جورایی حس میکند که تو سینتون آب جوش داره قل میزنه .ولی حداقل ،عوارض ظاهری نداره ولی بدیش اینه که حتما می میرید .در صورتی که خود کشی وقتی خوبه که شما نمیرید.
یه جور خودکشی که بیشتر بین شکموها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه .این نوع خود کشی خیلی حال داره .چون حداقل گشنه نمی میری! ولی خوبی مهمش اینه که به سر منزل مقصود هم نمی رسی و معمولا زنده می مونی .نمونه اش اینکه :یه بنده خدایی  که با سی تا قرص دیازپام خودکشی کردو دوروبری ها به هوای اینکه مرده ،خاکش کردند . یارو بعد از دو سه روز خواب ملس  چشاشو باز کرد و دید :ای دل غافل ...همه جا سیاهه و یه موش داره انگشت پاشو  می جوه !زنده به گوری خداییش وحشتناکه ...
اول خوب فکراتونو بکنین بعد خودتونو بکُشید:یه موضوع مهم توی خودکشی،پشیمونی دیر هنگامه ؛89% کسایی که خودشون رو می کشن ،وسط یا آخر کار پشیمون میشن . این در حالیه که هیچ راهی برای برگشت نیست .یه یارویی یه تیکه پارچه رو گلوله میکنه و فرو میکنه تو حلقش و با ته گوشکوب میده پائین ولی همون لحظه پشیمون میشه و این در حالیه که داره خفه میشه ...یارو میدوه بیرون و از شدت عجله از روی پله ها ی آپارتمان پرت میشه پائین و میمیره ...!و جالب اینکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگی !
نکته مهم دیگه اینکه مدت خود کشی نباید زیاد طولانی باشه :مثلا فرض کنین در نوع رگ زدن ،خیلی طول میکشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی لباستون و زمین رو  هم در نظر بگیرید .امکان داره استفاده از گاز شهری هم باعث بشه نه تنها خودتون بمیرید بلکه خونه و بقیه رو هم بفرستید رو هوا! پس عاقلانه رفتار کنید .
تا حالا به چند نتیجه مهم رسیدیم که سعی کنید در خودکشی این نکات رو مد نظر قرار دهید :
  1. زمان خودکشی رو درست انتخاب کنید (بهترین موقع بعد از ظهر ساعت شش)
  2. مبادا بعد از خودکشی از ریخت و قیافه بیفتید .
  3. بهترین لباستون رو تن کنید .
  4. حتما یه یادداشت بذارید و علت خودکشی رو شرح بدهید و انگشت هم بزنید .خواهشا زیاد کثیف کاری نکنید.
  5. موقع خود کشی لبخند بزنید تا لبخند روی لبتون باقی بمونه .
  6. لطفا چشاتونو باز نذارید چون خیلی وحشتناکه .
  7. یه بسته دستمال کاغذی حتما روی میزتون باشه . اتاق تونو قبل از خودکشی مرتب کنید .(پلیسا ببینن  خوب نیس).
  8. رد انگشتتونو همه جا بمالین تا بفهمن خودتون ،خودتون رو کشتید .
  9. دلیلتون برای خودکشی قانع کننده باشه .
  10. برای مسائل عشقی خود کشی کردن  کار  الاغاست....بلا نسبت شما.
  11. قبل از خودکشی حتما یه فال حافظ بگیرید.
  12. قبل از خود کشی استفاده از ادوکلن و دئودورانت و زدن مسواک یادتون نره .
  13. بهتره بعد از مرگ ......مثلا مرگ.....در حالت دراز کش باشید.
  14. اگه توی دستتون یه گل سرخ باشه صحنه خیلی رمانتیک و رویایی تر به نظر میاد و اشک آورتره .
  15. در اتاق رو حتما قفل کنید  که هیجان انگیز تر بشه و کلید اضافه ش رو بیرون و دم دست دیگران بگذارید.
  16. قبل از خود کشی حتما گریه کنید .بهتره صورتتون اشک آلود باشه .
  17. خودتونو برای رفتن به جهنم آماده کنید .
 
حالا جدیدترین و راحت ترین روش های خود کشی
برای آقایان :استفاده از جوراب ؛تخت خواب رو آماده کنید .تمام تن و سرتون رو ببرید زیره پتو .خیلی آروم نوک انگشتاتونو از زیر پتو بیرون بیارید و جوراباتونو بیرید  زیر پتو . هیچ راه نفوذی برای هوا نذارید.
یک ساعت بعد شما مردید .خدا رحمتتون کنه .
برای خانومها:استفاده از موش؛تخت خواب رو مرتب کنید . برید زیر پتو .اتاق حتما کاملا تاریک و ساکت باشه .حالا چشماتونو ببندید و فرض کنید  یه موش خوشگل داره تو اتاقتون راه میره .خواهش میکنم جیغ نزنید و بدون سر و صدا از وحشت زیاد بمیرید.
 مرسی ........تو جهنم می بینمتون .
|+| نوشته شده توسط مجمد حسن یوسفی در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 ساعت 5:16 |

 

 

|+| نوشته شده توسط مجمد حسن یوسفی در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 7:53 |

|+| نوشته شده توسط مجمد حسن یوسفی در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 7:49 |

برای خانم های ازدواج نکرده
در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز به وجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوء استفاده نکنن .
۱ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی  چرا ظرف مرا بشکست لیلی
نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .
۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد.
نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین .
۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهش
میچسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .
نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .
۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .
نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !
۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس می شی بالاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .
نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.
۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که می تونی شرکت می کنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .
نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.
۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت می کنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بالاخره یه شوهر گیرت بیاد .
نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .
۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر می داری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک می کنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب می کنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .
نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین
۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو می گیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش… (سانسور ) می گیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.
نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنید
|+| نوشته شده توسط مجمد حسن یوسفی در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 ساعت 11:13 |

لذت عاشق بودن بیشتر یا لذت معشوق بودن ؟
سلام دوستان خوب من و امیدوارم همیشه در
زندگیتان محبت جاری باشه . سوالی
که مدتهاست ذهنم و مشغول به خودش کرده اینه که
لذت عاشق بودن بیشتر یا
لذت معشوق بودن ؟
به نظر خودم که عاشق بودن لذتش بیشتر چون لذت
عشق در سوز و گداز و محبتی
که به معشوق هدیه میشه . نکته دیگه اینه که تا
کسی عاشق نباشه نمی تونه
لذت معشوق شدن رو بطور کامل لمس کنه . و البته
با توجه به این بیت زیبای
حضرت حافظ که فلسفه آفرینش رو در اون خلاصه
کرده پی میبریم که خداوند از
اونجایی که می خواسته موجودی رو خلق کنه تا به
جلال و جبروتش عشق بورزه
انسان رو خلق کرد :
            پرتوی کرد رخش دید ملک عشق نداشت
                                    برق غیرت شد ازین آتش و بر
آدم زد

از جایی که خداوند متعال عاشق تمام مخلوقاتش
بوده و هست میخواسته این لذت
بی نظیر رو به مخلوقش انسان هدیه بده تا انسان
بتونه لذت عشق ورزیدن رو
لمس کنه و به نهایت لذت عشق یعنی به وصال پی
ببره . بنابراین جا داره که
از همه دوستان خوبم بابت این هدیه خداوند
بخوام که بعد از خوندن این متن از
خداوند متعال صمیمانه سپاسگزار باشیم که این
لطف رو از ما دریغ نکرده .
از همه شما دوستان خوبم میخوام اگر نظری در
این زمینه دارد منو ازون بی
بهره نکنید و اگر نقصانی در نوشته ام وجود
داشت به چشمان بزرگتون
بپوشید .
|+| نوشته شده توسط مجمد حسن یوسفی در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 ساعت 14:3 |

ده نکته برای خودسازی
با یک مسئله ساده شروع کنید, مثل نوشتن دفترچه خاطرات که می تواند
احساسات واقعی خود را در آن بیان  کنید.

 مقتی احساسات خود را بر روی کاغذ می آورید, خودتان هم آنها را بهتر درک می کنید.

2- روزی چند دقیقه به خود فکر کنید. این کار می تواند به شما در شناختن خودتان کمک کند.
    شبها موقع خواب به خودتان در یک مکان آرام فکر
کنید.

3-  با مردم مهربان باشید و به آنها محبت کنید,با محبت به دیگران احساس خوبی به شما دست خواهد داد.

4- درباره خودتان مطالعه کنید و توانایی های خود را با دیگران مقایسه وبه ارزشها و اعتقادات خود فکر کنید.

5- اعتماد به نفس خود را افزایش دهید.


6- مدتی به لباس خود اهمیت ندهید, البته هرانسانی باید لباس تمیز وآراسته باشد اما سعی کنید به ظاهر خود خیلی اهمیت ندهید و خود  را فراموش کنید.

7- از کارهایی که انجام می دهید , لذت ببرید,البته منظور از کارهای خوب و خوپسندانه است.

8- درباره خانواده , اقوام و ریشه خانوادگی خودتحقیق کنید.

9- ورزش کنید , نرمش را در هوای آزاد روحیه انسان را تقویت می کند.

10- از ایراد و مشکلی در وضعیت ظاهری خود دارید سعی کنید نادیده بگیرید و با اعتماد به نفس وارد اجتماع شوید و با غرورنسبت به وخود خود رفتارکنید.

البته غرور بیش از حد نا پسند است.

|+| نوشته شده توسط مجمد حسن یوسفی در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 ساعت 14:0 |